تبليغاتX
قرمز خون من پرسپولیس جون من
WHER IS MY VOTE ?

اولین حضور در امجدیه

 

  

 

هم زمان با پیوستن شاهینی ها به پرسپولیس٬ فدراسیون فوتبال مقررات جدید باشگاههای فوتبال تهران را اعلام نمود.

بر طبق این مقررات ٬ باشگاهها به دو گروه عمومی و وابسته تقسیم و باشگاههای عمومی خود به ۴ دسته گروه بندی شدند.

در این میان پرسپولیس در دسته سوم باشگاههای عمومی قرار گرفت و این به این معنا بود که این تیم برای رسیدن به تیمهای دسته اول باید راه درازی را بپیماید.

از طرف دیگر طبق مقررات جدید ۱۰ تیم:تاج٬ دارائی٬ پاس ٬ عقاب ٬ شعاع ٬ جعفری ٬ کیان ٬ راه آهن ٬ آرارات و تهرانجوان نیز به عنوان تیم های غیر آماتوری معرفی شدند تا مسابقات خود را ٬ که قرعه کشی آنهم انجام شده بود از ائاخر سال۱۳۴۶ آغاز نمایند.

اما این مسابقات هرگز انجام نشد ٬ زیرا از یک سو ادعای باشگاه پرسپولیس که خود را از هر جهت  ـ بازیکنان و امکانات ـ مستحق حضور در جمع تیم های غیر آماتوری میدانست و از سوی دیگر تغییراتی که در سطح دستگاه رهبری ورزش ایران در شرف انجام بود٬ این بازیها را به تعویق انداخت.

سر انجام در اسفند ماه ۱۳۴۶ با کنار رفتن حسین سرودی از ریاست فدراسیون فوتبال و آمدن مصطفی مکری ٬ از طرف فدراسیون جدید مقررات فوتبال غیر آماتوری غیر قابل اجرا و کان لم یکن اعلام شد.

به این ترتیب تعطیلی فوتبال تهران ادامه داشت و تماشاگران فوتبال همچنان در حسرت دیدن فوتبالیستهای مورد علاقه شان باقی ماندند . اما سر انجام پرسپولیسی ها برای پاسخگویی به علاقه تماشاگران پر شمارشان در روز جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۴۷ برای نخستین بار در امجدیه به میدان آمدند و این درست ۳ ماه پس از آخرین بازی تیم شاهین در برابر تهرانجوان بود.

در این روز دو تیم پرسپولیس و تاج در برابر ۲۰ هزار تماشاگر مشتاق یک بازی دوستانه در برابر هم برگزار کردند که نتیجه آن تساوی بدون گل برای دو تیم بود.

پرسپولیس در این بازی با تمام بازیکنان صاحب نامش یعنی هادی طاوسی ٬ ابراهیم آشتیانی ٬ حمید جاسمیان ٬ جعفر کاشانی ٬ رضا وطنخواه ٬ عزت الله وطنخواه٬ کاظم رحیمی ٬ همایون بهزادی ٬ فریدون معینی ٬ بهمن نوروزی ٬ ناظم گنجاپور٬ حسین کلانی ٬ اصغر ادیبی و به رهبری پرویز دهداری قدم به میدان گذاشت.

نوشته شده در بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 9:49 توسط |

پرسپولیس کجاست؟

 

 

  

شاید در میان طرفداران تیم شاهین که شاهد آخرین بازی این تیم با تهرانجوان بودند کمتر کسی با نام پرسپولیس آشنایی داشت و قطعا هیچکس نمیدانست که مدتی بعد این نام وارث تمامی دارائی و سرمایه شاهین خواهد شد.

پرسپولیس یک کلوپ ورزشی ـ تفریحی بوده و سه سال پیش از آن تاریخ یعنی در سال ۱۳۴۳ توسط شرکتی به نام سی. آر.سی (با مسئولیت محدود) متعلق به علی عبده سرمایه دار تهرانی تاسیس شده بود .

در این کلوپ تشکیلات وسیع و وسایل گوناگون برای ورزشهای مختلف به ویژه ورزش نو بنیاد "بولینگ" تعبیه شده بود و کسانیکه به این کلوپ رفت وآمد داشتند آنرا بیشتر با نام "بولینگ عبده" میشناختند تا پرسپولیس.

در باشگاه پرسپولیس تیم های سایر رشته های ورزشی مانند تنیس روی میز٬ شنا ٬ والیبال٬ بسکتبال و همچنین فوتبال نیز در سطح محدودی فعالیت داشتند.

تیم فوتبال این باشگاه در سال ۱۳۴۵ بعنوان یکی از تیم های دسته سوم تهران بدون نام ونشانی و بی امید بازیهایش را انجام داده و مقامی در میانه جدول به دست آورده بود.

تقدیر چنین بود که این تیم تا چند ماه بعد مشهور ترین و پر طرفدار ترین تیم پایتخت شود.

پرسپولیس به سرگردانی شاهینی ها پایان داد.

انحلال باشگاه شاهین بازیکنان تیم فوتبال این باشگاه را که سالها در کنار هم توپ زده بودند و صمیمیت و الفت زیادی بین آنها برقرار بود٬ دچار سر گردانی کرد .

از طرفی تیم های دیگر باشگاهی هر یک دندان تیز کرده بودند که یک یا چند بازکن شاهینی را به تیم های خود ببرند و از طرف دیگر طرفداران پر و پا قرص شاهین مایل بودند که بازیکنان مورد علاقه خود را مجدادا با هم و در کنار هم ببینند.

اما با پایان گرفتن مسابقات باشگاهی تهران در سال ۱۳۴۶ که با قهرمانی تیم دارائی رقیب دیرینه شاهین همراه شد٬ یکباره چرخ های فوتبال تهران از حرکت ایستاد و این توقف و رکود که بیشتر به خاطر تغیرات در مقررات بازی ها و پیاده کردن طرح فوتبال غیر آماتوری از طرف فدراسیون فوتبال بود ٬ به شاهینی ها مجال و فرصت داد  تا در آرامش و سکون ٬ فکر ی به حال آینده خود و هوادارانشان نمایند.

شاهینی ها همچنان به تمرینات خود در زمین خاکی باشگاه شاهین واقع در نارمک ادامه میدادند و پس از چندی سر انجام با پیشنهاد باشگاه پرسپولیس موافقت کرده و دسته جمعی به این باشگاه پیوستند.

در این نقل مکان  پرویز دهداری مربی و مسعود برومند سر پرست باشگاه شاهین نیز بازیکنان را همراهی کردند.

نوشته شده در بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 13:44 توسط |

شاهین فرو می افتد

 

   

غروب روز جمعه شانزدهم تیر۱۳۴۶ است٬در استادیوم امجدیه دو تیم شاهین و تهرانجوان در هفته دهم مسابقات قهرمانی باشگاههای تهران در حضور ۲۵ هزار تماشاگر دیدار حساسی را برگزار  می کنند.

در اوائل نیمه دوم تهرانجوان یک گل از شاهین صدر نشین جلو می افتد و طرفداران این تیم را در سکوت سنگینی فرو می برد ٬ اما دقایقی بعد بود که ناظم گنجاپور گل تساوی را برای تیم شاهین میزند.

استادیوم از غرش هیاهوی شاهینی ها به لرزه افتاد و بازی پر هیجان تر از قبل ادامه پیدا کرد.

گنجاپور باز هم گل زد و هنگامیکه سوت داور پایان بازی را اعلام کرد شاهینی ها ۳ بر ۱ به پیروزی رسیده بودند.

اما جنگ بزرگتر در این روز بین مسئولین باشگاه شاهین و فدراسیون فوتبال در جایگاه تماشاگران در جریان است٬ که شاهین بازنده اصلی آن است.

اعتراض مسئولین تیم شاهین نسبت به یکی از بازکنان تهرانجوان بگو مگوئی بین آنان و مسئولین فدراسیون و هئت فوتبال ایجاد می کند ٬ کار بالا می گیرد ٬ آنقدر که نتیجه اش برای کمتر کسی قابل تصور است.

۴ روز بعد اطلاعیه ای با این مضمون  از طرف سازمان تربیت بدنی منتشر می شود:

از آنجائیکه به تبع از نیات عالیه ٬ تقویت روح ورزشکاری و احیاء خصائل نیکوی جوانمردی و بالاخص ایجاد حفظ انضباط در محیط ورزش از اهم وظایف این سازمان بوده و کرارا این موضوع به اطلاع فدراسیون ها و مسئولان باشگاهها رسانیده شده که در ایجاد یک محیط سالم ورزشی با سازمان تربیت بدنی که نهایت کوشش را برای این منظور مینماید همکاری نموده تا ورزشکاران بتوانند در چنین محیطی فارغ از هرگونه ناراحتی به امر ورزش بپردازند٬ نظر به اینکه بعضی از باشگاهها همکاری لازم را در این مورد ننموده اند وضعی را پیش آورده اند که با روح سالم ورزشی منافات دارد .

علیهذا بنا به مقتضات و مصالح عمومی و اجتماعی از تاریخ سه شنبه ۲۰ تیر ۱۳۴۶ پروانه باشگاه شاهین لغو می شود .

                                                   

                                                             رئیس سازمان تربیت بدنی ایران ـ منوچهر قره گز لو

 

شاهین بلند پرواز اینچنین آسان فرو می افتد.

نوشته شده در بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 11:42 توسط |

معرفی کتاب های پرسپولیس

      

 

از پرسپولیس تا پیروزی/تالیف محمد حسینی. ـ تهران:پیام عدالت۱۳۸۴٬

 

از تاج - پرسپولیس تا استقلال ـ پیروزی/ تالیف محمد حسینی. ـ تهران:پیام عدالت:پیام محراب۱۳۸۴٬

 

پرسپولیس به رنگی که هرگز ندیده اید:محمد علی زم و پشت پرده پرسپولیس/به کوشش بهرام صبور.ـتهران :۱۳۸۲

 

 

تاریخچه دو تیم استقلال و پرسپولیس/مولفین علی اکبر پارسا و محمد بنی اسدی.ـتهران:نگاه سبز۱۳۷۹٬

 

۳۴(سی و چهار ) سال با پرسپولیس(از ۴۷تا۸۱)/ گرد آورنده فرهاد صداقت.ـتبریز۱۳۸۱

 

فرشاد پیوس (آقای گل):الگوی شایسته یک ورزشکار سالم/ گرد آوری و تالیف موسسه انتشارات پهلوان با همکاری جمشید صداقت نژاد.ـتهران: پهلوان۱۳۷۶٬

 

خاطرات من /عزیز اصلی منش.ـتهران:دستان۱۳۸۱٬

 

افسانه عقاب آسیا :زنده گی نامه احمد رضا عابد زاده ستاره پر فروغ فوتبال/تالیف آویشن باقری.ـرشت۱۳۸۲

نوشته شده در بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 12:56 توسط |

شهر من بابل

            
 

شهر بابل مرکز شهرستان بابل در استان مازندران است.شهر بابُل را پیشینیان با نام مامیترا میخوانده‌اند. در نوشته‌های اسلامی این شهر را مامطیر و ممطیر هم نوشته‌اند.نام این شهر در ایران باستان مامطیر بوده که مامطیر عربی شده ی مامیترا می باشد و این شهر باستانی جای میترای بزرگ و به عبارتی آتشکده ی میترا می باشدبنابر تصویب‌نامه هیات دولت درسال شصت و هشت بابلسر از شهرستان بابل جدا شد و خود به شهرستانی مستقل بدل گشت

شهر بابل امروزی شهری بوده پاک و وَرجاوند (مقدس) در نزدیکیهای دریا و در پی جای داشتن (میترای بزرگ) یا (آتشکده‌ی میترا) در آنجا، بومیان آن را (مه‌میترا) یا جایگاه میترای بزرگ می‌نامیدند.

مه میترا در پی رونق بازارهای هفته و جایگاه شهر در نیمه راه میان ساری و آمل و از سوی دیگر نزدیکی به دریا به احتمال از سده هشتم به «بارفروش‌ده» تغییر نام یافت. در آغاز دوران زندیان و به روایتی از سدهٔ سیزدهم یعنی از زمان پادشاهی فتحعلی شاه قاجار واژه «ده» از پشت این نام افتاد و این شهر بارفروش خوانده شده‌است. بارفروش همواره به‌عنوان یکی از شهرهای پرارزش، میدان زد و خوردهای سیاسی و تاریخی بوده‌است. در روز یکم آذر سال ۱۳۱۰ هجری خورشیدی نام بارفروش همراه با ساخت ساختمانهای تازه دولتی همچون اداره پست (۱۳۱۵)، در کنار سبز میدان و ساختمان شهرداری (۱۳۱۴) به شهر بابل تغییر نام یافت. نام بابل از نام رودخانه (باوُل) گرفته شد، که در بر غربی شهر روان است.

شهرهاي شهرستان بابل: شهرستان بابل متشكل از چهار شهر اصلي بابل، اميركلا، گتاب و گلوگاه است.

نوشته شده در نوزدهم شهریور 1386 ساعت 8:21 توسط شیدا |

ایران

 

     

 

در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد

نوشته شده در نوزدهم شهریور 1386 ساعت 8:17 توسط شیدا |

              

     

 

                     سلام امپراطور سرخ

بازهم فریادی از سر شوق میکشیم و عشق را در آغوش میگیریم.

تعظیم میکنیم به ستونهای هزاران سال جاودانه ات پرسپولیس محبوب .

کاش هیچوقت این خوشیها رهایمان نکند!

کاش روزهای خوشمان تبدیل به کابوسهای شبانه سالهای قبل نشود!

پیروزی غرورآفرین پرسپولیس مبارکتان.

 

نوشته شده در هجدهم شهریور 1386 ساعت 21:17 توسط شیدا |

16شهریور1352

     
 
باز هم ۱۶شهریور٬لبخند٬عشق٬فریادی از سر غرور.

این ماییم که سر فراز و سر بلند عشق را٬زندگی را٬امید را و همه خوبی ها را در آغوش می کشیم.

باز هم نوید پیروزی ٬تاریخ هیچوقت نابود نمی شود و پرسپولیس عزیز ما این را بارها ثابت کرده.

۱۶شهریور ۵۲ـپرسپولیس-تاج ـلیگ اول تخت جمشید...

ما بودیم و عشق بودو آلن راجرزی که حالا برف پیری روی موهایش نشسته٬ما بودیم و بهرام مودت ٬ابراهیم آشتیانی ٬جعفر کاشانی٬مسیح مسیح نیا ٬رضا وطن خواه و علی پروینی که سطان همیشه تاریخ فوتبال ماست.

ما بودیم و اصغر ادیبی و ایرج سلیمانی ای که ۲گل زد و اسماعیل حاج رحیمی پور و همایون بهزادی سر طلایی که هتک تریک جانانه اش در تاریخ پرسپولیس جاودانه اش کرد.

ما بودیم و حسینعلی کلانی ...

ما بودیم و ستاره هایی که آسمان آبی حریف را تیره و تار کردند.

ما جشن گرفتیم برد غرور آمیز سرخمان را و هنوز هم افتخار می کنیم ٬ما با تاریخ زنده ایم و نفس می کشیم

و حالا بعد از گذشت سالهاـ که نسل ها هم عوض شدندـ عشق می کنیم با یاد ۶تایی های سال ٬۵۲ هر چه می نویسیم و می گوییم  و می خوانیم باز هم خاطره پشت خاطره....

 

 

تبریک میگم به همه دوستای خوب سرخم

نوشته شده در پانزدهم شهریور 1386 ساعت 12:32 توسط شیدا |

پرسپولیس

    
پرسپولیس استارت زدخوب شروع کردخدا کنه خوب هم تموم کنه

فکر که میکنم میبینم اینقدر غرق مشکلات تیم شدیم که تمام روز های خوبشو فراموش کردیم

روزهایی که خیلی هم دور نیست روزهای دیروز ...روز های سر طلایی ها و پا طلایی ها

روزهای سلطان و کلانی و کاشانی

روزهای سرخ گذشته...

هواداران پرسپولیس بردند٬واقعا بردند ٬نمره صبر ۲۰

سختی ها رو تحمل کردین ٬از باخت ها عبرت گرفتین٬اما ماندید

هزاران شاخه گل تقدیم به همه شما خوبان

خداکنه روز آخر لیگ هم صدر جدول به سرخی امروز باشه

آفرین به غیرتتون٬تیمو تنها نذارین٬این پرسپولیس میراث ماست و ما باید تلاش کنیم تا این نیمه جون نفس بکشه ٬حالا هر کس به توان خودش

پسرای خوب سرخ که می تونین برین ورزشگاه ٬سکو ها رو خالی نذارین ٬شعار هاتون ترس تو وجود رقیب می اندازه

شمایی هم که نمی تونین برین ورزشگاه دعا های سرختونو نثار بچه های خوب پرسپولیس کنید

بیاین دوباره شکوه و اقتدار و به پرسپولیس بر گردونیم

این تیم با حمایت شما زنده است و با همت بازیکنای خوب و زحمت کش

برا ناصر خان هم آرزوی موفقیت دارم چون ایشون هم برگی از کتاب تاریخ فوتبالمونه

همیشه شاد باشین

سرخ باشین

 پیروز باشین

 

نوشته شده در چهاردهم شهریور 1386 ساعت 11:37 توسط شیدا |

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
بهترين كدها و دانلودها در دانلودستان مينوس