تبليغاتX
قرمز خون من پرسپولیس جون من
WHER IS MY VOTE ?

بالاخره افشین هم بیانیه صادر کرد ...


به گزارش خبرگزاري فارس، افشين پيرواني امروز بيانيه اي به شرح زير صادر كرد:



برادر محترم جناب آقاي حاج عباس انصاري‌فر
مدت‌هاست شما به هر دليلي راجع به من؛ حق و ناحق، درست و نادرست حرف زديد و گفتيد و نوشتيد و من به حرمت تيمي كه رنگ قرمز پيراهنش و سبقه و شكل‌گيري‌اش در رگ و خونم جاري است و اين تيم را فراتر از فوتبال؛ كه يك جريان ملي مي‌دانم سكوت اختيار كردم كه اگر يار تيم نباشم بارش نشوم. اما تهمت و افتراها آن چنان به نهايت رسيده است و حيا در اداي ادعاها پنهان است و حجب شرمنده و شرمسار شده است.
برادرم؛ شما را كه به نام حاج عباس انصاري‌فر حمل حاجي بودن و نام عباس حمل كردن بسيار سنگين است كه طواف خانه كعبه نموده‌ايد و رشادت جوان بني‌هاشم نام شماست چه آسان افترا و تهمت و دروغ به كار مي‌بريد كه آدم از آن سوي آب آمده‌اي چون وينگادا كه تشرع حمل نمي‌كند به همه شرايط حرفه‌اي و پول و قرارداد حتي از دست دادن سمتش؛ كذب شما را فرياد مي‌كند و مدعي مي‌شود شما به دروغ ناراحتي و نگراني خود را به او نسبت داده‌ايد. من مديون راستي و درستي اويم كه بسيار از اين سمت‌ها بالاتر و ماندگارتر است.
برادر عزيز راه را سخت و كج كرديد كه اگر حضور من اينقدر براي شما غيرقابل تحمل بود به مردي و به راستي به خودم مي‌گفتيد و من نه به رادمردي كه به عشق پرسپوليس قبول مي‌كردم و خداحافظي.
پس چرا اينقدر ناجوانمردانه و تخريب. شما مرا به بلندپروازي متهم نموديد در سيمايي كه ميليون‌ها بيننده دارد. اگر بلند پروازي من به ديگري لطمه نزند چه ضعفي است و چه نادرستي در آن نهان است. من كه سرافرزانه سرباز پرسپوليس بوده‌ام. آن زمان كه سمتي نداشتم چون يك تماشاگر تشويقش كردم و آن گاه كه به ياري خواندنم مشتاقانه و بي‌واسطه و بي اما و اگر يا علي گفتم و آنگاه كه آقاي افشين قطبي ساعت سه صبح از ايران رفتند و من قرباني اين دستور با بايد هيات مديره شدم تا تمرين ده صبح تيم بي‌مربي نباشد.
اين بلندپروازي‌ كه شما ترور و تخريب‌اش مي‌كنيد برايم افتخار است كه از خود گذشتم تا تيم پرسپوليس رنگ قرمز و عشقم برقرار بماند.
آقا شما با چه دانشي از مربي با دانش صحبت مي كنيد و تخريبش مي‌كنيد كه در كنار تيم فرانسوي كار كرده ام.
شما بي‌شك طرفدار خوبي براي پرسپوليس نبوده‌ايد كه در اوج حساسيت مسابقات مهم و جام حذفي با اين كه مي‌دانستيد تيم نيازمند آرامش است هر روز و ساعت به مصاحبه ها و گفت و گوهاي كذب از تيم سلب آرامش كرديد. اما من جوان كه بايد مثلا الگويم شما باشد سكوت پيشه كردم كه مبادا آرامش بايسته تيم ترك بردارد و گرنه اين نوشته را بايستي ده روز پيش مي‌نوشتم و اين گفته‌ها را بايد ده روز پيش مي‌گفتم.
من به عنوان يك پرسپوليسي از شما به عنوان مديرعامل يا شايد عامل مدير مي گذرم كه پرسپوليس را عشق است اما در معنا شما را به خداوندگار واگذار خواهم كرد. من سد و مانع شما بودم. شما اين سد را برداشته ايد. در آتيه شاهد اتفاقاتي خواهيم بود كه خواهيد ديد و آنجاست كه من همه چيز و همه پشت و پس و نبايدها را خواهيم گفت. شما با همه مانع‌ها چون هدايتي، كريمي و... هم برخورد خواهيد كرد. آيا آنها را هم خواهيد شكست؛ چون من؟
سلام به دوستان، آن پيشكسوت خانه نشين و در كمين نشين مربي‌ها براي بركناري برسانيد كه پس از كمين سكوهاي تيم پيكان از فرط بي‌تيمي و دوري از فوتبال ارتوپد شده و به پشتوانه جنابعالي مي‌خواهد گردن عابدزاده و باقري بشكند. كاش اين رشادت در شكستن را در زمان مربي‌گري‌اش داشت تا با ترس و لرز ارنج تيم اعلام نكند. آنقدر نادوست داشتني كه همه چشم ديدن‌اش را نداشته باشد. ايشان چه خوب مي‌فهمد كه كريمي خودش را به كمر درد زده و خداوند از سر لطف به كمر چه كسي خواهد زد.
در آخر بد نمي‌دانم بگويم روزي خواهند رفت و آنچه مي‌ماند مردي و مردانگي و سلامت و درستي است كه هيچ وقت تمام نخواهد شد.
حاج عباس سدشكن؛ زمان، قاضي خوبي است كه مي‌گذرد. من روزي خواهم آمد و با جان و دل و وجودم ارادتم را به پرسپوليس و هوادارانش اعلام خواهم نمود؛ چرا كه ترانه و باد را مردم در اختيار دارند و چه كسي مي‌تواند بر ترانه قفل زند.
                               با احترام

                           افشين پيرواني

نوشته شده در بیست و سوم اردیبهشت 1388 ساعت 10:58 توسط شیدا |

برای این غم موزون چه شعرها نوشتند ...

 

لیگ برتر .... پر

جام حذفی .... پر

اقتدار پرسپولیس ... پر

این پرسپولیس ، کعبه عشق ما ...

حیف از هوادار ...

حیف از این همه عشق ...

حیف از پرسپولیس ....

نوشته شده در بیست و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 22:1 توسط شیدا |

آبی اناری ها ...

 

Click for Full Size View

اولین جرقه‌های تاسیس باشگاه بارسلونا در ذهن خوان گامپر  زده شد, تاسیس تیمی مردمی اولین هدف گامپر بود. تیمی که اولین بازیکنانش توسط یک آگهی که در روزنامه آن زمان ایالت کاتالونیا چاپ شد به تیم ملحق شدند. خوان گامپر در این آگهی از تمام افرادی که با ورزش نسبتا ناشناخته فوتبال در آن زمان آشنایی داشتند، دعوت به همکاری کرد.

بدین شکل در تاریخ ۲۹ نوامبر ۱۸۹۹ یازده سرباز علاقمند به فوتبال و بارسلونا به دعوت گامپر پاسخ گفتند و باشگاه بارسلونا بوجود آمد. یقینا هیچ کدام از این اشخاص هرگز تصور نمیکردند که روزی بارسلونا به این عظمت و شکوه برسد که تمام جامهای اروپایی و اسپانیایی را فتح کند و محلی شود برای حضور بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال.


هر ساله برای بزرگداشت این نام بزرگ یک مسابقه تحت عنوان جام خوان گامپر برگزار می‌شود. (بین بارسلونا و یکی از تیم‌های موفق سایر لیگ‌های اروپایی، مثلا قهرمان لیگ سری آ یا قهرمان بوندس لیگا و یا همانند سال گذشته با تیمی که یک یا دو عنوان را در فصل اخیر از آن خود کرده‌است.)

بارسا برای کسب اولین عنوان قهرمانی خود مدت زیادی انتظار نکشید. آنها در سال ۱۹۰۱ موفق شدند به اولین قهرمانی خود در جامی با عنوان کوپا ماکایا دست پیدا کنند و این تنها قهرمانی بارسا در این جام است.

سالهای طلایی

بازیکنان افسانه‌ای آن دوران مانند آلسانترا, زامورا و وسامیتیر در ترقی دادن باشگاه نقش بزرگی داشتند و به واقع می‌شود سالهای حضور این بازیکنان در باشگاه بارسلونا را جزو سالهای طلائی بارسا نامید. در این دوران بارسا به یکی از قدرتهای بزرگ اسپانیا و ایالت کاتالونیا بدل شده بود, به گونه‌ای که در آن سالها موفق شدند به اولین قهرمانی خود در لیگ و در فصل ۱۹۲۸/۲۹ دست پیدا کنند.

جنگ و شروعی دوباره

در آن سال‌ها که اسپانیا سرگرم جنگ و نزاع‌های سیاسی خودش بود, باشگاه نیز مانند بسیاری از باشگاههای دیگر از جنگ در امان نماند و آسیبهای بسیاری دید و تلخ ترین سالهای بارسا در این زمانها رقم خورد. در سال ۱۹۴۰ اهالی بارسا دوباره توانستند فعالیت خود را شروع کنند و سعی در ساختن تیم و باشگاهی در حد نام ایالت کاتالونیا نمودند و موفق شدند پس از پنج سال یک قهرمانی دیگر در لیگ بدست آورند. این قهرمانی مدیون فداکاری‌های بازیکنانی نظیر: سزار, والاسکو و... بود که در این پیروزی‌ها نقشی انکار ناشدنی داشتند.

نیوکمپ

در سال ۱۹۵۷ درهای ورزشگاه عظیمی به نام نیوکمپ به روی عموم گشوده شد. این ورزشگاه برای حضور نود هزار نفر گنجایش داشت که در زمان خودش حضور این تعداد تماشاگر برای دیدن یک مسابقه فوتبال بسیار عجیب بود. این ورزشگاه بزرگترین ورزشگاه جهان بود که در آن زمان ساخته شد. گنجایش این ورزشگاه پس از مرمت و بازسازی در سالهای گذشته به یکصد و پانزده هزار نفر افزایش یافت. بارسا در این ورزشگاه موفق شد اولین جام اروپایی خود را در مقابل یک تیم لندنی بدست آورد و در نیوکمپ این تیم را با ۶ گل بدرقه کند تا در بازی برگشت با کسب نتیجه مساوی دو بر دو به عنوان قهرمانی دست پیدا کند.

طراح و معمار این ورزشگاه عظیم و مخوف شخصی به نام سانتیر بود. یادگاری وی برای همیشه نزد هواداران پر شور بارسا باقی خواهد ماند و مانند گذشته یک مکان مقدس برای آسولگرانا به حساب خواهد آمد.

افتخارات اروپایی و تیم رویایی

در خلال سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ یوهان کرایف به همراه «تیم رویایی» (لقب این تیم در آن سالها: Dream Team) موفق شد چهار بار پیاپی قهرمان لیگ اسپانیا شود. در سال ۱۹۹۲ بارسلونا در فینال لیگ قهرمانان اروپا موفق شد با گل دقیقه ۱۱۱ رونالد کومان سمپدوریا که در آن زمان بسیار عالی بازی می‌کرد، را شکست دهد و اولین قهرمانی اروپا را جشن بگیرد. در همان سال بارسلونا با شکست دادن وردربرمن در نیوکمپ و با نتیجه دو بر یک موفق شد اولین سوپر کاپ اروپا را نیز بدست آورد. بازی رفت در آلمان و با نتیجه مساوی یک بر یک به پایان رسیده بود و بارسا در مجموع با نتیجه سه بر دو به پیروزی رسید.

در سال‌های بعد نوار موفقیت‌های مردمی ترین تیم جهان ادامه داشت. بارسا همیشه محل حضور بزرگترین ستارگان تاریخ فوتبال دنیا بود. بازیکنانی چون مارادونا، روماریو، استوویکوف، رونالدو و ریوالدو و بسیاری دیگر از ستارگان بزرگ فوتبال در دهه‌های قرن بیستم در بارسلونا افتخار آفرینی نمودند.

تولدی دوباره

پس از سه سال رویایی به همراه لوئیس ونگال که برای بارسا ۲ قهرمانی و یک نائب قهرمانی را در لالیگا به همراه داشت، آبی و اناری‌ها دچار افت غیر قابل قبولی شدند. حتی بازگشت دوباره ونگال پس از ۲ سال نیز نتوانست گره از مشکلات تیم بزرگ کاتالونیا باز کند و دست قهرمانان آبی و اناری برای ۶ سال از جام‌های مختلف به دور ماند. اما همان طور که به نظر می‌رسید، زمان برای بارسا مجددا آغاز شده بود.

بارسا در فصل ۲۰۰۳ - ۲۰۰۴ با خریداری بازیکن بزرگی همچون رونالدینهو توانست دوباره به همان تیم رویایی گذشته بدل شود, این در حالی بود که باشگاههای رئال مادرید و منچستر به شدت سعی داشتند با پیشنهادات وسوسه انگیز رونالدینهو را خریداری کنند, ولی وی با میل قلبی خود به بارسلونا پیوست تا با پیوستن به تاریخ این باشگاه نقش انکار ناپذیری در موفقیتهای بارسا داشته باشد.

حضور خوان لاپورتا در راس هرم مدیریتی بارسا و اعتماد او به یک بازیکن بزرگ و یک مربی گمنام به نام فرانک ریکارد که در ابتدای راه مربیگری خود بود، و حضور بازیکنان ارزشمند باعث شد بارسلونا نه تنها دوباره به اوج اقتدار خود در اروپا بازگردد، بلکه چنان نمایش غرور آفرینی از بازی زیبا و فوتبال ناب و در عین حال کسب نتایج پر گل و جذاب را در معرض دید دوستداران فوتبال قرار دهد، که خیلی‌ها آن را بهترین تیم تاریخ بارسلونا و حتی بهترین تیم تاریخ فوتبال بدانند!

و امروز

هم اکنون بارسا برای دستیابی به موفقیتهای آتی تلاش می‌کند, موفقیتهایی که برای تیم رویایی بارسا دور از انتظار نیست.


ادامه مطلب
نوشته شده در نوزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 10:35 توسط شیدا |

نوشدارو بعد از مرگ سهراب !!!

 

خدا رو شکر که بالاخره لیگ برتر تموم شد، لیگی که واسمون خوب شروع شد و افتضاح ادامه پیدا کرد مخصوصاْ بعد از بازی مفتضحانه و باخت تحقیرآمیز مقابل الغرافه دیگه حرفی برای گفتن نمونده بود و این بازی آخر جلوی راه آهن تقریباْ مثل نوشدارو بعد از مرگ سهراب میومنه


پرونده لیگ امسال هم با قهرمانی استقلال بسته شد و شاید من جزو معدود پرسپولیسی هایی باشم که از این قهرمانی همچین بدم نیومد!!!

آخه وقتی پرسپولیس دلش نمیخواد قهرمان بشه تقصیر استقلال چیه؟

در ضمن قهرمانی حق تیمای بزرگه ... تیمایی مثل پرسپولیس و استقلال

نوشته شده در ششم اردیبهشت 1388 ساعت 22:15 توسط شیدا |

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
بهترين كدها و دانلودها در دانلودستان مينوس